+ نوشته شده در شنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۱ ساعت ۱۰:۳۸ ب.ظ توسط پيمان الوانقی
|
تو مثل التماس من میمونی که یک شب روی شونه هاش چکیدم سرم گرم نوازشهای اون بود که خوابم برد و کوچش رو ندیدم حالا من موندم و یه کنج خلوت که از سقفش غریبی چکه کرده تلاطم های امواج جدایی زده کاشونمو صد تکه کرده