نخند!!!

به سرآستين پاره کارگری که ديوارت را می‌چيند و به تو می‌گويد،ارباب. نخند!

به دبيری که دست و عينکش گچی است و يقه پيراهنش جمع شده. نخند!

به رفتگری که درگرمای تيرماه کلاه پشمی به سردارد، نخند!

به راننده آژانسی که چرت می‌زند، نخند!

به پليسی که سرچهارراه باکلاه صورتش را باد می‌زند، نخند!

به مردی که روی چهارپايه می‌رود تا شماره کنتور برقتان را بنويسد، نخند!

به جوانی که قالی پنج متری روی کولش انداخته ودرکوچه ها جار می‌زند، نخند!

نخند که دنيا ارزشش را نداردکه تو به خردترين رفتارهای نا بجای آدم‌ها بخندی!!
که هرگز نمی‌دانی چه دنيای بزرگ و پردردسری دارند!!!
آدم‌هايی که هرکدام برای خود و خانواده‌ای همه چيز و همه کسند!
آدم‌هايی که به خاطر روزيشان تقلا می‌کنند، بارمی برند، بی‌خوابی می‌کشند، کهنه می‌پوشند، جار می‌زنند، سرما و گرما می‌کشند، وگاهی خجالت هم می‌کشند،..
خيلی ساده، آنها پدرند...

دیالوگ ماندگار

ﻧﺎﺩﺭ : ﺍﯾﺸﻮﻥ ﯾﻪ ﺩﻟﯿﻞ ﺑﺮﺍ ﻣﻦ ﺑﯿﺎﺭﻩ ﭼﺮﺍ ﺑﺎﯾﺪ ﺗﻮ ﺍﯾﻦ ﻣﻮﻗﻌﯿﺖ

ﭘﺎﺷﯿﻢ ﺑﺮﯾﻢ ﺧﺎﺭﺝ؟
ﺳﯿﻤﯿﻦ : ﺗﻮ ﯾﻪ ﺩﻟﯿﻞ ﺑﯿﺎﺭ ﭼﺮﺍ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻤﻮﻧﯿﻢ؟
ﻧﺎﺩﺭ : ﻣﻦ ﻫﺰﺍﺭ ﺗﺎ ﺩﻟﯿﻞ ﺑﺮﺍﺕ ﻣﯿﺎﺭﻡ.
ﺳﯿﻤﯿﻦ : ﯾﮑﯿﺸﻮ ﺑﮕﻮ.
ﻧﺎﺩﺭ : ﯾﮑﯿﺶ ﭘﺪﺭﻡ ، ﻣﻦ ﭘﺪﺭﻣﻮ ﻧﻤﯿﺘﻮﻧﻢ ﻭﻝ ﮐﻨﻢ، ﺑﺎﺯﻡ ﺑﮕﻢ؛
ﺳﯿﻤﯿﻦ : ﻭﻟﯽ ﺯﻧﺘﻮ… ﻣﯿﺘﻮﻧﯽ ﻭﻝ ﮐﻨﯽ!
ﻧﺎﺩﺭ : ﻣﻦ ﮐﯽ ﺗﻮﺭﻭ ﻭﻝ ﮐﺮﺩﻡ ؟ ﺗﻮ ﻣﻨﻮ ﮐﺸﻮﻧﺪﯼ ﺩﺍﺩﮔﺎﻩ، ﺗﻮ ﺑﺮﺍﯼ
ﻣﻦ ﺩﺍﺩﺧﻮﺍﺳﺖ ﻃﻼﻕ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩﯼ!
ﺳﯿﻤﯿﻦ : ﺍﻭﻥ نمی فهمه ﮐﻪ ﺗﻮ ﭘﺴﺮﺷﯽ؟
ﻧﺎﺩﺭ : ﻣﻦ ﮐﻪ ﻣﯿﻔﻬﻤﻢ ﺍﻭﻥ ﭘﺪﺭﻣﻪ …


عکسی از فراز پل انزلی

برای دیدن تصویر با کیفیت بالاتر روی عکس راست کلیک کرده و wiew image را بزنید



عکاسش خودم هستم

نظر چارلی چاپلین در مورد زندگی!


” زندگی یک مشکل نیست که باید حلش کنی

بلکه یک هدیه است که باید ازش لذت برد”

فقر

الکی!!!

کارهای بدون مطالعه و نقشه و اعمال ظاهری را که حقیقتی نداشته باشد الکی گویند . این اصطلاح در رابطه با دروغ و دروغگویی هم به کار برده می شود و به طور کلی هر چه که واقعیت نداشته باشد و متکلم یا عامل عمل تظاهر به حقیقت و راستی کند در اصطلاح عامیانه گفته می شود : « الکی می گوید » یا به عبارت دیگر : « کار هایش الکی است . »
 
 الک را به گفته علامه دهخدا موبیز وتنگ بیز و پرویزن وآردبیز هم می گویند . الک از سیم های باریک بافته می شود - مانند غربال - ولی سوراخ های آن کوچک تر است . به همین جهت هر چیز را که از آن بگذرانند بیخته آن بسیار نرم است . در بعضی مناطق الک مویی هم معمول است که از موی یال یا دم اسب می بافند . سابقا که الک سیمی معمول نبوده و یا در مناطق که الک سیمی نداشته اند ؛ پارچه های بسیار نازک پنبه ای را مانند الک سیمی به چوب وصل می کردند وآرد و سایر چیز های نرم را به منظور بیختن از آن عبور می دادند . شادروان عبدالله مستوفی راجع به علت تسمیه الکی چنین می نویسد : « پارچه پنبه ای ، البته نه حاجب ماورا بود و نه دوام و قوامی داشت . به همین مناسبت پارچه های نازک بی دوام را هم الکی می گفتند . کم کم معنی مجازی الکی را منبسط کرده امروز در اصطلاح عامیانه این توصیف را به کلمه چیزهای بی دوام و بی ثبات و بی ترتیب و بی تناسب و بی موقع و حتی اخبار بی اصل هم می دهند . »

بدون ...

ساعتها را بگو بخوابند بیهوده زیستن را نیازی به شمارش نیست ...

                                                                             "احمد شاملو"