ابوذر را ابوزر می نویسند!

همیشه چیز دیگر می نویسند / زغال خویش را زر می نویسند!

برای آنکه خود آخر نمانند / خدا را نیز آخر می نویسند!

همیشه چیز دیگر می نویسند / به جای خنده ، خنجر می نویسند!

به هر جا مصلحت تشخیص دادند / ابوذر را ابوزر می نویسند!

ادامه نوشته

از آب بنویس

قلم بردار پیچ و تاب بنویس

برای پیچک از مهتاب بنویس


 دل مردم ز بی آبی گرفته است

رها کن کوزه را از آب بنویس

جز مهربانی...

نیمایوشیج در تولد یکسالگی فرزندش نوشت :

پسرم یک بهار یک تابستان یک پاییز ویک زمستان رادیدی .

از این پس همه چیز تکراریست جز مهربانی...

شعری از فروغ فرخزاد

آفتاب میشود

نگاه کن که غم درون دیده ام

چگونه قطره قطره آب می شود
چگونه سایه سیاه سرکشم
اسیر دست آفتاب می شود
نگاه کن
تمام هستیم خراب می شود
 شراره ای مرا به کام می کشد
مرا به اوج می برد
مرا به دام میکشد
نگاه کن


................... به ادامه مطلب بروید

ادامه نوشته